- مازندران - اجرای تئاتر «شب هزار و یکم» در نوشهر

اجرای تئاتر «شب هزار و یکم» در نوشهر

تاریخ 07 آبان 1399 ساعت 14:20:35
منبع: تئاتر مازندران
کد خبر: 001282
 نمایش «شب هزار و یکم» نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی میثم زندی از تاریخ 18 لغایت 24 مهرماه 99 در پلاتوی آموزشگاه تئاترپیشدادیان به مدت 7 شب با رعایت پروتکل های بهداشتی و باحضور حداقلی تماشاگران در هر اجرا، به روی صحنه رفت.
اجرای تئاتر «شب هزار و یکم» در نوشهر

به گزارش واژه روز به نقل از تئاتر مازندران، در نمایش نمایش شب هزار و یکم، ، «پژمان حسینی، فاطمه زندی و نیلوفر ترک» به ایفای نقش پرداخته و «الهام نوری» به عنوان دستیار کارگردان و طراح صحنه و لباس، «مریم زندی، ویشتاسپ شفازند، امیرمهدیاحمدوند، آیناز جعفری و مانلی احمدی» به عنوان عوامل نمایش، حضور داشته اند.

میثم زندی درباره داستان این نمایش بیان داشت: این نمایش ازسه اپیزود تشکیل شده است. در اپیزود اول، شهرناز به دستیاری خواهرش ارنواز در هزار و یکمین شب پادشاهی مخوف ضحاک، انتظار زوال و سر نگونی او را می کشند. آنان هزار و یک شب پیش، به اراده‌ی خود به کاخ ضحاک آمده اند تا هرشب به داستانی خوش او را مشغول دارند و ماران درونش را در خواب کنند و با بهره جستن از این غفلت او، به یاری خوالیگر جمشید، یکی از دو جوانی را که به رسم، باید قربانی مارهای او می شده است، برهانند. هزار و یکمین داستان، داستان گردآمدن لشکری ازهمان هزار و یک بُرناست که به رهبری فریدون، به برانداختن ضحاک آمده‌اند. در اپیزود دوم، «پورفرخان» به همراه همسرش«خورزاد» و خواهرش «ماهک» از ری به بغداد آمده است تا از ستم والی آن شهر به قاضی القضاه شکایت کنند. وی به پیشنهاد«شریف»، ملک التجار بغداد، کتاب هزار افسان را از پهلوی به عربی ترجمه می کند؛ اما اعراب او را به پاداش کرده‌ی ارزشمندش به بند می‌کشند و با شکنجه می‌کشند. آن ها کتاب را به رنگ فرهنگ عربی درمی‌آورند و با تغییر نام آن، در شمار غنایمی که از عجمان به دست آورده‌اند، راهی خزانه‌ی خلیفه می‌سازند. خواهر و همسر او پیش از این که به تسخیر اعراب درآیند خود را می‌کشند. در اپیزود سوم، روشنک ، قهرمان این نمایشنامه، زنی باسواد و درس خوانده است که در برابر جهل و بی سوادی شوهرش میرخان می‌ایستد. میرخان درگذشته مجری بستن مکتبخانه‌ی مادر روشنک، زنی باسواد و معلم بوده است. مادر روشنک خود را در اعتراض به بستن مکتب خانه به آتش کشیده است. سالها بعد روشنک با میرخان ازدواج می کند. زیرا معتقداست باید مردی را تغییر داد که سرمشق دیگران است. او در محیطی که سواد برای زن ننگ است و عقلای جامعه خواندن هزار و یک شب را باعث مرگ زنان می‌دانند، آن کتاب را  دور از چشم میرخان میخواند و سپس به شوهرش وانمود می‌کند که به علت این کار درحال احتضار است و به زودی خواهد مرد. در جریان پرسش و پاسخ‌های روشنک و میرخان، استدلال‌های منطقی و عقل پسند او، پوچی اندیشه‌های میرخان را آشکار می سازد؛ سرانجام روشنک به زندگی معلمی خود بازمی‌گردد درحالی که اولین شاگردش، همان میرخان علم گریز است.

میثم زندی افزود: اجرای این نمایشنامه با سبک کلاسیک نمایشنامه در تعارض است و با بهره‌گیری از نظریه‌های معاصر تئاتر همانند بازیگر بیومکانیک و تئاتر بی‌چیز، تئاتر اپیک و ... رویکردی مدرن و التقاطی، در اجرای نمایش مورد توجه قرار گرفته است.

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نامو ایمیل اختیاری می‌باشد.
آخرین مطالب
پربازدیدها
عضویت در خبرنامه
یادداشت
گزارش
گفت و گو
logo-samandehi